<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.3.1" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: عزاداري به رسم بلاگستان</title>
	<link>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/</link>
	<description>حوزه علميه رسانه منبرنت روحاني احمد نجمي رسانه</description>
	<pubDate>Thu, 09 Feb 2012 17:20:42 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.3.1</generator>
		<item>
		<title>با: hossein zadeh</title>
		<link>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/#comment-61</link>
		<dc:creator>hossein zadeh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/#comment-61</guid>
		<description>hi
please see the my blog</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>hi<br />
please see the my blog</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مدرسی</title>
		<link>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/#comment-60</link>
		<dc:creator>مدرسی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/#comment-60</guid>
		<description>آقا قرار نبود به ما تیکه بندازید. کدام پول، سایت ما به طور خودجوش از سوی یکی از دوستان راه افتاده و برای همین منظم نیست...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقا قرار نبود به ما تیکه بندازید. کدام پول، سایت ما به طور خودجوش از سوی یکی از دوستان راه افتاده و برای همین منظم نیست&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بشری</title>
		<link>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/#comment-59</link>
		<dc:creator>بشری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/#comment-59</guid>
		<description>خیلی دلم می سوزه برای کسایی که فکر میکنن و میگن :( سالی ده روز تکرار، حکایت تکراری می شه و دیگه اشکی در نمیاد ) !! چقدر میتونن کوته فکر باشن !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی دلم می سوزه برای کسایی که فکر میکنن و میگن <img src='http://menbar.ir/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> سالی ده روز تکرار، حکایت تکراری می شه و دیگه اشکی در نمیاد ) !! چقدر میتونن کوته فکر باشن !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امین</title>
		<link>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/#comment-58</link>
		<dc:creator>امین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1386/10/30/azadari-weblog/#comment-58</guid>
		<description>در وبلاگ کمانگير به دنبال متنی که ناجوانمردانه عصمت حضرت علی اصغر را زير سوآل برده باشد گشتم، احتمالاً منظورتان اين متن است:
http://persian.kamangir.net/?p=1407
با احترام به نظر جناب‌عالی، در اين متن شبهه‌ای در مورد عصمت حضرت علی اصغر ديده نمی‌شود.
اميدوارم شما که از روحانيان وبلاگ‌نويس هستيد، اين وظيفه را که خود ذکر کرده‌ايد: «در اين بين تنها يادداشتهاي وبلاگي هستند كه مي توانند به چنين شبهاني باسخ دهند» فراموش نکنيد، چون هم شرط وبلاگ‌نويسی و هم شرايط دانش (و اگر نه، قوه‌ی تحقيق و طلب علم) در شما هست و می‌توانيد به ما عوام شيعه پاسخ اين گونه نوشته‌ها را بدهيد.
برای اين که تفاوت شبهه را با چنين مطالبی بدانيد که از سر بی‌حوصله‌گی‌اند و به جان آمدن از مراسم هميشگی که گاه بی‌شک مبتذل است اما گويا غير قابل اعتراض؛ چند شبهه هم از محضر شما می‌پرسم:

1. اعتقاد به عصمت از چه پايه‌ی محکم قرآنی بهره‌مند است؟ به غير از آيه‌ی تطهير که تعميم تام و تمام آن در اين حد باعث حيرت است، چرا شواهد فراوان قرآنی را که به گناهان حضرت آدم (در نافرمانی از خدا و اخراج از بهشت و توبه) حضرت نوح (در تقاضای نجات پسرش پس از آن که خداوند فرمود در مورد کافران با من سخن مگو) حضرت موسی (که به صراحت در قتل و جهل خود در هنگام قتل معترف است) حضرت رسول اکرم (در سوره‌ی عبس، یا در سوره‌ی توبه که شماتت می‌شوند که چرا به بعضی اذن خانه‌نشینی در زمان غزوه داده‌اند، در سوره‌ی تحريم که شماتت آشکار است، در سوره‌ی ضحی «فوجدک ضالاً فهدی» و بسیاری جاهای دیگر) اشاره می‌کنند، ناديده می‌توان گرفت و حکم به عصمت تامه‌ی پيامبران، آن هم به غلظت و با غلوی که امروزه رايج است داد؟

2. اگر پیامبران معصوم باشند چگونه می‌توان يقين داشت که جانشين آنان نيز از چنان عصمتی بهره‌مند است؟ با کدام شاهد؟ آيا می‌توان از سخن خود اين بزرگان برای عصمت خودشان بهره گرفت يا اين خلاف شرايط منطقی است؟ چگونه است که اميرالمؤمنين عليه‌السلام در خطبه‌ای در نهج‌البلاغه به مداح اهل بيت عصمت و طهارت با ناخشنودی می‌فرمايند (خطبه 216) که «من در نظر خود بزرگتر از آن نيستم كه مرتكب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ايمن باشم. مگر آنكه، خدا مرا در آن‌چه با نفس من رابطه دارد، كفايت كند زيرا او تواناتر از من به من است.» و اين نص صريح کلام اميرالمؤمنين را در مورد عدم عصمت، چگونه تفسير می‌فرماييد؟ شايد به اين دستاويز که فرموده‌اند «إِلاَّ أَنْ يَكْفِيَ اَللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي» بخواهيد عصمت ايشان را اثبات کنيد. در اين‌جا آيا چنين مستثنا کردنی موجب عصمت ايشان می‌شود حال آن که چنين مستثنايی در مورد هر بنده‌ای از بندگان خدا درست است؟

3. اگر امامان معصوم باشند، آيا طفل شش‌ماهه‌ی شيرخواره‌ی آنان نيز از عصمتی خاص بهره‌مند است؟ يا همان عصمت عام و همگانی است که هر «طفل معصوم»ی در آن سن دارد؟

4. آيا زير سوآل بردن عصمت «حضرت علی اصغر»، به فرض اين که چنين کاری انجام شده باشد، کاری است ناجوانمردانه و شبهه در اعتقادات محسوب می‌شود؟
چرا ناجوانمردانه است؟ آيا علمای دين و مدافعان از حريم مقدسات چنان سست و ضعيف‌اند (بلانسبت، چون همان طفل شش‌ماهه) که نوشته‌ای وبلاگی می‌تواند بتازد و با کمان وبلاگ تير شبهه به سوی آن‌ها رها کند و آن‌ها به جای دفاعی متين، نوحه سر دهند که مورد ناجوانمردی قرار گرفته‌اند؟ آيا دنيای امروز را می‌شناسيد که حجم چنين سوآلاتی در آن چقدر است و آن‌گاه از بيان يکی از آن هزاران سوآل می‌رنجيد که «ناجوانمردانه» است؟ حال آن که بی‌پاسخ ماندن آن همه سوآل - که وظيفه‌ی پاسخ‌اش به عهده‌ی شما و امثال شماست - می‌تواند ناجوانمردانه‌تر باشد!

نوشته‌ای نوشته‌اند و کسی را که نکشته‌اند، حيله و غدری که به کار نبرده‌اند. نوشتن اصولاً نمی‌تواند ناجوانمردانه باشد. مگر آن که مغلطه کردن را ناجوانمردی بدانيد که آن هم به اندکی تلاش فکری و منطقی مشت‌اش باز می‌شود.

متأسفانه شما روحانيان تازه‌کار بس نازک‌دل هستيد، آن قدر در پر قوی نظام مقدس جمهوری اسلامی رشد کرده‌ايد و هر مخالفی را از ترس تکفير ساکت ديده‌ايد که فراموش کرده‌ايد امثال مطهری و بازرگان با چه محيط‌ها و چه شبهه‌ها درگير بوده‌اند و هيچ‌گاه هم حتی دم از «ناجوانمردی» مخالف نزده‌اند، که با حوصله و متانت به آن‌ها پاسخ گفته‌اند.

اگر جسارتی شد و از حدود ادب خارج شدم عذر می‌خواهم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در وبلاگ کمانگير به دنبال متنی که ناجوانمردانه عصمت حضرت علی اصغر را زير سوآل برده باشد گشتم، احتمالاً منظورتان اين متن است:<br />
<a href="http://persian.kamangir.net/?p=1407" rel="nofollow">http://persian.kamangir.net/?p=۱۴۰۷</a><br />
با احترام به نظر جناب‌عالی، در اين متن شبهه‌ای در مورد عصمت حضرت علی اصغر ديده نمی‌شود.<br />
اميدوارم شما که از روحانيان وبلاگ‌نويس هستيد، اين وظيفه را که خود ذکر کرده‌ايد: «در اين بين تنها يادداشتهاي وبلاگي هستند كه مي توانند به چنين شبهاني باسخ دهند» فراموش نکنيد، چون هم شرط وبلاگ‌نويسی و هم شرايط دانش (و اگر نه، قوه‌ی تحقيق و طلب علم) در شما هست و می‌توانيد به ما عوام شيعه پاسخ اين گونه نوشته‌ها را بدهيد.<br />
برای اين که تفاوت شبهه را با چنين مطالبی بدانيد که از سر بی‌حوصله‌گی‌اند و به جان آمدن از مراسم هميشگی که گاه بی‌شک مبتذل است اما گويا غير قابل اعتراض؛ چند شبهه هم از محضر شما می‌پرسم:</p>
<p>۱. اعتقاد به عصمت از چه پايه‌ی محکم قرآنی بهره‌مند است؟ به غير از آيه‌ی تطهير که تعميم تام و تمام آن در اين حد باعث حيرت است، چرا شواهد فراوان قرآنی را که به گناهان حضرت آدم (در نافرمانی از خدا و اخراج از بهشت و توبه) حضرت نوح (در تقاضای نجات پسرش پس از آن که خداوند فرمود در مورد کافران با من سخن مگو) حضرت موسی (که به صراحت در قتل و جهل خود در هنگام قتل معترف است) حضرت رسول اکرم (در سوره‌ی عبس، یا در سوره‌ی توبه که شماتت می‌شوند که چرا به بعضی اذن خانه‌نشینی در زمان غزوه داده‌اند، در سوره‌ی تحريم که شماتت آشکار است، در سوره‌ی ضحی «فوجدک ضالاً فهدی» و بسیاری جاهای دیگر) اشاره می‌کنند، ناديده می‌توان گرفت و حکم به عصمت تامه‌ی پيامبران، آن هم به غلظت و با غلوی که امروزه رايج است داد؟</p>
<p>۲. اگر پیامبران معصوم باشند چگونه می‌توان يقين داشت که جانشين آنان نيز از چنان عصمتی بهره‌مند است؟ با کدام شاهد؟ آيا می‌توان از سخن خود اين بزرگان برای عصمت خودشان بهره گرفت يا اين خلاف شرايط منطقی است؟ چگونه است که اميرالمؤمنين عليه‌السلام در خطبه‌ای در نهج‌البلاغه به مداح اهل بيت عصمت و طهارت با ناخشنودی می‌فرمايند (خطبه ۲۱۶) که «من در نظر خود بزرگتر از آن نيستم كه مرتكب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ايمن باشم. مگر آنكه، خدا مرا در آن‌چه با نفس من رابطه دارد، كفايت كند زيرا او تواناتر از من به من است.» و اين نص صريح کلام اميرالمؤمنين را در مورد عدم عصمت، چگونه تفسير می‌فرماييد؟ شايد به اين دستاويز که فرموده‌اند «إِلاَّ أَنْ يَكْفِيَ اَللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي» بخواهيد عصمت ايشان را اثبات کنيد. در اين‌جا آيا چنين مستثنا کردنی موجب عصمت ايشان می‌شود حال آن که چنين مستثنايی در مورد هر بنده‌ای از بندگان خدا درست است؟</p>
<p>۳. اگر امامان معصوم باشند، آيا طفل شش‌ماهه‌ی شيرخواره‌ی آنان نيز از عصمتی خاص بهره‌مند است؟ يا همان عصمت عام و همگانی است که هر «طفل معصوم»ی در آن سن دارد؟</p>
<p>۴. آيا زير سوآل بردن عصمت «حضرت علی اصغر»، به فرض اين که چنين کاری انجام شده باشد، کاری است ناجوانمردانه و شبهه در اعتقادات محسوب می‌شود؟<br />
چرا ناجوانمردانه است؟ آيا علمای دين و مدافعان از حريم مقدسات چنان سست و ضعيف‌اند (بلانسبت، چون همان طفل شش‌ماهه) که نوشته‌ای وبلاگی می‌تواند بتازد و با کمان وبلاگ تير شبهه به سوی آن‌ها رها کند و آن‌ها به جای دفاعی متين، نوحه سر دهند که مورد ناجوانمردی قرار گرفته‌اند؟ آيا دنيای امروز را می‌شناسيد که حجم چنين سوآلاتی در آن چقدر است و آن‌گاه از بيان يکی از آن هزاران سوآل می‌رنجيد که «ناجوانمردانه» است؟ حال آن که بی‌پاسخ ماندن آن همه سوآل - که وظيفه‌ی پاسخ‌اش به عهده‌ی شما و امثال شماست - می‌تواند ناجوانمردانه‌تر باشد!</p>
<p>نوشته‌ای نوشته‌اند و کسی را که نکشته‌اند، حيله و غدری که به کار نبرده‌اند. نوشتن اصولاً نمی‌تواند ناجوانمردانه باشد. مگر آن که مغلطه کردن را ناجوانمردی بدانيد که آن هم به اندکی تلاش فکری و منطقی مشت‌اش باز می‌شود.</p>
<p>متأسفانه شما روحانيان تازه‌کار بس نازک‌دل هستيد، آن قدر در پر قوی نظام مقدس جمهوری اسلامی رشد کرده‌ايد و هر مخالفی را از ترس تکفير ساکت ديده‌ايد که فراموش کرده‌ايد امثال مطهری و بازرگان با چه محيط‌ها و چه شبهه‌ها درگير بوده‌اند و هيچ‌گاه هم حتی دم از «ناجوانمردی» مخالف نزده‌اند، که با حوصله و متانت به آن‌ها پاسخ گفته‌اند.</p>
<p>اگر جسارتی شد و از حدود ادب خارج شدم عذر می‌خواهم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

